مرتضى مطهري

47

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

وان كس كه با عمامه به سر سوى سر گذاشت منديل اوست سوى درك ريسمان او وان كس كه كرد كار ادارات دولتى سوزد به پشت ميز جهنم روان او وان كس كه شد وكيل ز مشروطه حرف زد دوزخ بود به روز جزا پارلمان او وان كس كه روزنامه نويس است و چيز فهم آتش فتد به دفتر و كلك و بنان او وان عالمى كه كرد به مشروطه خدمتى سوزد به حشر جان و تن ناتوان او وان تاجرى كه ردّ مظالم به ما نداد مسكن كند به قعر سقر كاروان او وان كاسب فضول كه پالان او كج است فردا كشند سوى جهنم عنان او مشكل به جز من و تو به روز جزا كسى زان گود آتشين بجهد ماديان او تنها براى ما و تو يزدان درست كرد خلد برين و آن چمن بيكران او موقوفهء بهشت برين را به نام ما بنموده وقف واقف جنت مكان او فردا من و جناب تو و جوى انگبين وان كوثرى كه جفت زنم در ميان او باشد يقين ما كه به دوزخ رود بهار زيرا به حق ما و تو بد شد گمان او . 19 . اشعار ذيل كه در سعهء رحمت الهى گفته شده و وسعت نظر گوينده را ثابت مىكند ، على الظاهر از مرحوم آقا محمد رضا قمشه اى است :